راه امام

۱۰ نقطه ی کلیدی در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی

رهبر معظم انقلاب در اجتماع عظیم زائران و مجاوران حرم رضوی در ابتدای سال ۱۳۹۵ با تبیین ۱۰ نقطه ی کلیدی در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی فرمودند: این ده نقطه‌ی کار که اگرچنانچه اقدام و عمل بخواهد انجام بگیرد برای اقتصاد مقاومتی، این ده کار میتواند انجام بگیرد. البتّه کارهای دیگری هم میشود انجام داد که مسئولین نگاه میکنند و بررسی میکنند. بنده ده مورد را این‌جوری پیشنهاد میکنم. این میشود جریان انقلاب، این میشود حرکت انقلابی در کشور، این میشود اقتصاد مقاومتی‌ای که کشور را نجات خواهد داد. اگر این کارها را بکنیم، ما میتوانیم در مقابل آمریکا بِایستیم و تحریمهای او در ما اثر نکند.
در همین راستا پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری  جهت تاکید بر نقاط کلیدی تبیین شده اقدام به بازخوانی این بیانات در قالب نماهنگ نموده است. امید است با توجه بیشتر بر راهبردهای مطرح شده شاهد تحقق اقتصاد مقاومتی در ابعاد عملیاتی باشیم.

دل

ی 1394 توسط بابک فرشادی
 
بهر ما دیوانگان ، دنیا سرایی دیگر است

نغمه و آهنگ دل ، ساز و نوایی دیگر است

راه ما راهی دگر ، هم ، سوز ما سوزی دگر

گر چه مهمانیم چندی ، خانه جایی دیگر است

داود رزاقی

------------------------------------------------------------------------------
اریامو

حسینیه
پرتو
ماما
قاصدک
سایت معرفت
رویداد ورزشی
مقالات سرگرمی دانلود رمان گردشگری کیش 7000 تومنرنک 38 پرتال داستان آموزنده گل لبخند سپهرنت یادداشت ها هنر سفره آرائی تحولات منطقه طنز و سرگرمی 5000 تومنرنک 116 خودرو 5000 تومنرنک 117 اخبار حج آموزش آشپزی 5000 تومنرنک 1پکیج دوم :
شماره
 
نام سایت
 
قیمت
 
پیج رنک
 
1 پرتال ساینو
2 روی خط خدا
3 روزهای شیدایی
4 سخنان بزرگان
5 خاطرات خنده دار
6 اخبار بانکی
7 نصیحت ها
8 عشق نو
9 دلشاد
10 اس ام اس
11 با ولایت
12 فانتزی های من
13 فصل نو
14 روبیک
15 تحلیل اقتصادی
16 احادیث رضوی
دانلود نرم افزار
اخبار سینما

بیانات مقاهم معظم رهبری

بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید (۱۳۹۴/۰۹/۰۸ - ۱۷:۳۳)

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به عموم جوانان کشورهای غربی، حوادث تلخ تروریستی فرانسه را زمینه‌ای برای همفکری خواندند و با بر شمردن نمونه‌های دردناکی از «آثار تروریسم مورد حمایت برخی قدرتهای بزرگ در دنیای اسلام، پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل و لشکرکشی‌های خسارت‌آفرین سالهای اخیر به دنیای اسلام»، خطاب به جوانان خاطرنشان کردند: من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید.


متن نامه رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

به عموم جوانان در کشورهای غربی‌
حوادث تلخی که تروریسم کور در فرانسه رقم زد، بار دیگر مرا به گفتگو با شما جوانان برانگیخت. برای من تأسّف‌بار است که چنین رویدادهایی بستر سخن را بسازد، امّا واقعیّت این است که اگر مسائل دردناک، زمینه‌ای برای چاره‌اندیشی و محملی برای همفکری فراهم نکند، خسارت دوچندان خواهد شد. رنج هر انسانی در هر نقطه از جهان، به‌خودی‌خود برای همنوعان اندوه‌بار است. منظره‌ی کودکی که در برابر دیدگان عزیزانش جان میدهد، مادری که شادی خانواده‌اش به عزا مبدّل میشود، شوهری که پیکر بی‌جان همسرش را شتابان به سویی میبرد، و یا تماشاگری که نمیداند تا لحظاتی دیگر آخرین پرده‌ی نمایش زندگی را خواهد دید، مناظری نیست که عواطف و احساسات انسانی را برنینگیزد. هرکس که از محبّت و انسانیّت بهره‌ای برده باشد، از دیدن این صحنه‌ها متأثّر و متألّم میشود؛ چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه. قطعاً یک‌ونیم میلیارد مسلمان همین احساس را دارند و از عاملان و مسبّبان این فجایع، منزجر و بیزارند. امّا مسئله این است که رنجهای امروز اگر مایه‌ی ساختن فردایی بهتر و ایمن‌تر نشود، فقط به خاطره‌هایی تلخ و بی‌ثمر فرو خواهد کاست. من ایمان دارم که تنها شما جوانهایید که با درس گرفتن از ناملایمات امروز، قادر خواهید بود راه‌هایی نو برای ساخت آینده بیابید و سدّ بیراهه‌هایی شوید که غرب را به نقطه‌ی کنونی رسانده است.

درست است که امروز تروریسم درد مشترک ما و شما است، امّا لازم است بدانید که ناامنی و اضطرابی که در حوادث اخیر تجربه کردید، با رنجی که مردم عراق، یمن، سوریه، و افغانستان طیّ سالهای متمادی تحمّل کرده‌اند دو تفاوت عمده دارد؛ نخست اینکه دنیای اسلام در ابعادی بمراتب وسیع‌تر، در حجمی انبوه‌تر و به مدّت بسیار طولانی‌تر قربانی وحشت‌افکنی و خشونت بوده است؛ و دوّم اینکه متأسّفانه این خشونتها همواره از طرف برخی از قدرتهای بزرگ به شیوه‌های گوناگون و به شکل مؤثّر حمایت شده است. امروز کمتر کسی از نقش ایالات متّحده‌ی آمریکا در ایجاد یا تقویت و تسلیح القاعده، طالبان و دنباله‌های شوم آنان بی‌اطّلاع است. در کنار این پشتیبانی مستقیم، حامیان آشکار و شناخته‌شده‌ی تروریسم تکفیری، علی‌رغم داشتن عقب‌مانده‌ترین نظامهای سیاسی، همواره در ردیف متّحدان غرب جای گرفته‌اند، و این در حالی است که پیشروترین و روشن‌ترین اندیشه‌های برخاسته از مردم‌سالاری‌های پویا در منطقه، بی‌رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است. برخورد دوگانه‌ی غرب با جنبش بیداری در جهان اسلام، نمونه‌ی گویایی از تضاد در سیاستهای غربی است.

چهره‌ی دیگر این تضاد، در پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل دیده میشود. مردم ستمدیده‌ی فلسطین بیش از شصت سال است که بدترین نوع تروریسم را تجربه میکنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه میگیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیّت پرهیز میکنند، یک خانواده‌ی فلسطینی ده‌ها سال است که حتّی در خانه‌ی خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست. امروزه چه نوع خشونتی را میتوان از نظر شدّت قساوت با شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیست مقایسه کرد؟ این رژیم بدون اینکه هرگز به‌طور جدّی و مؤثّر مورد سرزنش متّحدان پرنفوذ خود و یا لااقل نهادهای بظاهر مستقلّ بین‌المللی قرار گیرد، هر روز خانه‌ی فلسطینیان را ویران و باغها و مزارعشان را نابود میکند، بی‌آنکه حتّی فرصت انتقال اسباب زندگی یا مجال جمع‌آوری محصول کشاورزی را به آنان بدهد؛ و همه‌ی اینها اغلب در برابر دیدگان وحشت‌زده و چشمان اشک‌بار زنان و کودکانی روی میدهد که شاهد ضرب و جرح اعضای خانواده‌ی خود و در مواردی انتقال آنها به شکنجه‌گاه‌های مخوفند. آیا در دنیای امروز، قساوت دیگری را در این حجم و ابعاد و با این تداوم زمانی می‌شناسید‌؟ به گلوله بستن بانویی در وسط خیابان فقط به جرم اعتراض به سربازِ تا دندان مسلّح، اگر تروریسم نیست پس چیست؟ این بربریّت چون توسّط نیروی نظامی یک دولت اشغالگر انجام میشود، نباید افراطی‌گری خوانده شود؟ یا شاید این تصاویر فقط به این علّت که شصت سال مکرّراً از صفحه‌ی تلویزیون‌ها دیده شده، دیگر نباید وجدان ما را تحریک کند.

لشکرکشی‌های سالهای اخیر به دنیای اسلام که خود قربانیان بی‌شماری داشت، نمونه‌ای دیگر از منطق متناقض غرب است. کشورهای مورد تهاجم، علاوه بر خسارتهای انسانی، زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی خود را از دست داده‌اند، حرکت آنها به سوی رشد و توسعه به توقّف یا کندی گراییده، و در مواردی ده‌ها سال به عقب برگشته‌اند؛ با وجود این، گستاخانه از آنان خواسته میشود که خود را ستمدیده ندانند. چگونه میتوان کشوری را به ویرانه تبدیل کرد و شهر و روستایش را به خاکستر نشاند، سپس به آنها گفت که لطفاً خود را ستمدیده ندانید! به جای دعوت به نفهمیدن و یا از یاد بردن فاجعه‌ها، آیا عذرخواهیِ صادقانه بهتر نیست؟ رنجی که در این سالها دنیای اسلام از دورویی و چهره‌آرایی مهاجمان کشیده است، کمتر از خسارتهای مادّی نیست.

جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید؛ ذهنیّتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است. به نظر من نخستین مرحله در ایجاد امنیّت و آرامش، اصلاح این اندیشه‌ی خشونت‌زا است. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلّط باشد، و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولتها بر ارزشهای انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جستجو کرد.

متأسّفانه این ریشه‌ها طیّ سالیان متمادی، بتدریج در اعماق سیاستهای فرهنگی غرب نیز رسوخ کرده و یک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسیاری از کشورهای دنیا به فرهنگ بومی و ملّی خود افتخار میکنند، فرهنگهایی که در عین بالندگی و زایش، صدها سال جوامع بشری را بخوبی تغذیه کرده است؛ دنیای اسلام نیز از این امر مستثنا نبوده است. امّا در دوره‌ی معاصر، جهان غرب با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، بر شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری میکند. من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملّتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیان‌بار تلقّی میکنم. تحقیر فرهنگهای غنی و اهانت به محترم‌ترین بخشهای آنها در حالی صورت میگیردکه فرهنگ جایگزین، به‌هیچ‌وجه از ظرفیّت جانشینی برخوردار نیست. به طور مثال، دو عنصر «پرخاشگری» و «بی‌بندوباری اخلاقی» که متأسّفانه به مؤلّفه‌های اصلی فرهنگ غربی تبدیل شده است، مقبولیّت و جایگاه آن را حتّی در خاستگاهش تنزّل داده است. اینک سؤال این است که اگر ما یک فرهنگ ستیزه‌جو، مبتذل و معناگریز را نخواهیم، گنهکاریم؟ اگر مانع سیل ویرانگری شویم که در قالب انواع محصولات شبه هنری به سوی جوانان ما روانه میشود، مقصّریم؟ من اهمّیّت و ارزش پیوندهای فرهنگی را انکار نمیکنم. این پیوندها هر گاه در شرایط طبیعی و با احترام به جامعه‌ی پذیرا صورت گرفته، رشد و بالندگی و غنا را به ارمغان آورده است. در مقابل، پیوندهای ناهمگون و تحمیلی، ناموفّق و خسارت‌بار بوده است. با کمال تأسّف باید بگویم که گروه‌های فرومایه‌ای مثل داعش، زاییده‌ی این‌گونه وصلتهای ناموفّق با فرهنگهای وارداتی است. اگر مشکل واقعاً عقیدتی بود، میبایست پیش از عصر استعمار نیز نظیر این پدیده‌ها در جهان اسلام مشاهده میشد، درحالی‌که تاریخ، خلاف آن را گواهی میدهد. مستندات مسلّم تاریخی بروشنی نشان میدهد که چگونه تلاقی استعمار با یک تفکّر افراطی و مطرود، آن‌هم در دل یک قبیله‌ی بدوی، بذر تندروی را در این منطقه کاشت. وگرنه چگونه ممکن است از یکی از اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین مکاتب دینی جهان که در متن بنیادینِ خود، گرفتن جان یک انسان را به مثابه‌ی کشتن همه‌ی بشریّت میداند، زباله‌ای مثل داعش بیرون بیاید؟

از طرف دیگر باید پرسید چرا کسانی که در اروپا متولّد شده‌اند و در همان محیط، پرورش فکری و روحی یافته‌اند، جذب این نوع گروه‌ها میشوند؟ آیا میتوان باور کرد که افراد با یکی دو سفر به مناطق جنگی، ناگهان آن‌قدر افراطی شوند که هم‌وطنان خود را گلوله‌باران کنند؟ قطعاً نباید تأثیر یک عمر تغذیه‌ی فرهنگی ناسالم در محیط آلوده و مولّد خشونت را فراموش کرد. باید در این زمینه تحلیلی جامع داشت، تحلیلی که آلودگی‌های پیدا و پنهان جامعه را بیابد. شاید نفرت عمیقی که طیّ سالهای شکوفایی صنعتی و اقتصادی، در اثر نابرابری‌ها و احیاناً تبعیض‌های قانونی و ساختاری در دل اقشاری از جوامع غربی کاشته شده، عقده‌هایی را ایجاد کرده که هر از چندی بیمارگونه به این صورت گشوده میشود.

به‌هرحال این شما هستید که باید لایه‌های ظاهری جامعه‌ی خود را بشکافید، گره‌ها و کینه‌ها را بیابید و بزدایید. شکافها را به جای تعمیق، باید ترمیم کرد. اشتباه بزرگ در مبارزه با تروریسم، واکنشهای عجولانه‌‌ای است که گسست‌های موجود را افزایش دهد. هر حرکت هیجانی و شتاب‌زده که جامعه‌ی مسلمان ساکن اروپا و آمریکا را که متشکّل از میلیون‌ها انسان فعّال و مسئولیّت‌پذیر است، در انزوا یا هراس و اضطراب قرار دهد و بیش از گذشته آنان را از حقوق اصلی‌شان محروم سازد و از صحنه‌ی اجتماع کنار گذارَد، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه فاصله‌ها را عمق، و کدورتها را وسعت خواهد داد. تدابیر سطحی و واکنشی ــ مخصوصاً اگر وجاهت قانونی بیابد ــ جز اینکه با افزایش قطب‌بندی‌های موجود، راه را بر بحرانهای آینده بگشاید، ثمر دیگری نخواهد داشت. طبق اخبار رسیده، در برخی از کشورهای اروپایی مقرّراتی وضع شده است که شهروندان را به جاسوسی علیه مسلمانان وامیدارد؛ این رفتارها ظالمانه است و همه میدانیم که ظلم، خواه‌ناخواه خاصیّت برگشت‌پذیری دارد. وانگهی مسلمانان، شایسته‌ی این ناسپاسی‌ها نیستند. دنیای باختر قرنها است که مسلمانان را بخوبی می‌شناسد؛ هم آن روز که غربیان در خاک اسلام میهمان شدند و به ثروت صاحبخانه چشم دوختند، و هم روز دیگر که میزبان بودند و از کار و فکر مسلمانان بهره جستند، اغلب جز مهربانی و شکیبایی ندیدند. بنابراین من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید. در این صورت، در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده‌ای استوار کرده‌اید، سایه‌ی اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش میگستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه میدهد، و فروغ امید به آینده‌ای روشن را بر صفحه‌ی گیتی میتاباند.

بیانات مقاهم معظم رهبری

راهپیمایی عظیم اربعین ترکیب «ایمان و عشق» و از شعائر الهی است/ آرزو می‌کنیم ای کاش همراه زائران اربعین بودیم/ توصیه به رعایت ضوابط و مقررات توسط زائران (۱۳۹۴/۰۹/۰۹ - ۰۸:۵۳)

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در جلسه درس خارج فقه، پدیده بی‌نظیر و حرکت عظیم و پر معنای راهپیمایی اربعین حسینی علیه‌السلام را حسنه‌ای ماندگار خواندند و گفتند: ترکیب «عشق و ایمان» و «عقل و عاطفه» از ویژگی‌های منحصر به‌فرد مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام است و حرکت عاشقانه و مؤمنانه مردم از کشورهای مختلف جهان در این پدیده بی‌سابقه، بدون تردید از جمله شعائر الهی است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به بزرگواری و محبت مردم عراق در پذیرایی از زائران اربعین، به کسانی که توفیق حضور در این حرکت پر معنا و پر مغز را پیدا کرده‌اند توصیه کردند این فرصت را مغتنم بشمارند و افزودند: ما نیز از دور به حال زائران اربعین غبطه می‌خوریم و آرزو می‌کنیم ای کاش همراه شما بودیم.
رهبر انقلاب، فرصت ارتباط معنوی و عاشقانه با خاندان پیامبر اکرم(ص) و زیارت این عناصر ممتاز، برجسته، نورانی و ملکوتی را از امتیازات تفکر شیعی در میان فرق اسلامی دانستند و گفتند: حرکت عظیم مردم از ایران و سایر کشورهای جهان برای حضور در راهپیمایی اربعین، جلوه‌ای از ویژگیهای برجسته مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام است که در آن، هم «ایمان، اعتقاد قلبی و باورهای راستین» موج می‌زند هم «عشق و محبت».
ایشان همچنین زائران اربعین را به رعایت ضوابط و مقررات توصیه و تأکید کردند: دولت در خصوص خروج از کشور مقرراتی معین کرده که حتماً باید مراعات شود و حرکت خارج از این ضوابط مطلوب نیست.

بیانات مقاهم معظم رهبری

رویش معنوی آرام و نامحسوسی در غرب در حال شکل‌گیری است/ اوربان: غرب در شرایط نامساعد روحی قرار دارد (۱۳۹۴/۰۹/۱۰ - ۱۲:۴۰)

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه‌شنبه) در دیدار آقای «ویکتور اوربان» نخست وزیر مجارستان، با اشاره به زمینه‌های متعدد ارتباط و همکاری بین دو کشور، منطق جمهوری اسلامی را همکاری با ملتها خواندند و خاطرنشان کردند: سیاست اعلامی دولت مجارستان در «نگاه به آسیا» سیاستی درست است و می‌تواند منشأ افزایش همکاریها باشد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار، سطح پایین روابط اقتصادی و غیر اقتصادی ایران و مجارستان را نامناسب ارزیابی کردند و افزودند: ملت ایران از مجارستان هیچ خاطره ناخوشایندی ندارد و با توجه به هیئت همراه شما که از تراز خوبی برخوردار است امیدواریم با وجود اراده، این سفر مقدمه‌ای برای افزایش همکاریها شود.
رهبر انقلاب، منطق جمهوری اسلامی را همکاری با همه انسانها و ملتها خواندند و گفتند: البته استثناهایی با دلایل مشخص وجود دارد اما به‌جز آن موارد خاص، ما عواطف و سیاستهای شرافتمندانه را با عواطف صادقانه پاسخ می‌دهیم.
ایشان، با تأیید اظهارات نخست وزیر مجارستان در خصوص ضرورت درک متقابل ملتها و دولتها به‌عنوان پایه همکاریها، افزودند: باید شاکله و ساختاری اصولی برای همکاریها و تبادلات اقتصادی، علمی، فرهنگی و آموزشی ایجاد شود.
حضرت آیت الله خامنه‌ای منشأ بسیاری از دشمنی‌ها و کینه‌جویی‌ها را نبود شناخت صحیح و متقابل برشمردند و گفتند: امروز در فضای تبلیغاتی حاکم بر دنیا واقعیتها دگرگون نشان داده و این فضاهای غبارآلود به ضرر انسانیت و بشریت تمام می‌شود.
رهبر انقلاب با اشاره به برقراری گفت‌وگوهای خوب و مهربانانه بین دنیای اسلام و مسیحیت از سوی جمهوری اسلامی ایران، خاطرنشان کردند: استفاده از این فرصتها برای «افزایش نقاط مشترک و روشن کردن حقایق»، گامی در ایجاد شناخت صحیح و از جمله دستورات اسلام است.
ایشان تبلیغات وسیع علیه انقلاب اسلامی در 4 دهه گذشته را نمونه دیگری از برخورد مزوّرانه دستگاههای تبلیغاتی دنیا با حقایق خواندند و افزودند: «گفت‌وگو و رفت‌وآمد میان متفکران و اندیشمندان» به نفع حقیقت و در جهت روشن شدن آن است و بر همین اساس ما با اینگونه تبادلات موافق هستیم.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود، ارزیابی نخست وزیر مجارستان از شرایط نامساعد غرب در بخشهای مختلف اقتصادی و دفاعی و وجود بحرانهای معنویت و مشکلات فرهنگی را ماهرانه و نزدیک به واقعیت خواندند و گفتند: برخی متفکرین دلسوز غربی سالهاست که این خطر را متوجه شده و در خصوص آن هشدار داده‌اند.
ایشان خاطر نشان کردند: البته اکنون یک رویش معنوی آرام و نامحسوس، هم در اروپا و هم در امریکا با محوریت جوانان در حال شکل‌گیری است و در آینده نیز احتمال دارد اروپا بتواند بین پیشرفتهای «مادی، علمی و فناوری» با «معنویت» همگامی به‌وجود آورد.
در این دیدار که آقای جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور نیز حضور داشت، آقای ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان با ابراز خرسندی از حضور در ایران گفت: من با یک هیئت بزرگ تجاری و اقتصادی به منظور تقویت روابط دوجانبه به ایران آمده و معتقدم ظرفیتهای زیادی برای همکاریهای دو کشور وجود دارد.
نخست وزیر مجارستان، ضرورت «تقویت ساختار همکاریها» را یادآور شد و افزود: «درک متقابل»، پایه و اساس همکاریهای با دوام است و با توجه به جایگاه برجسته و محترم ایران در معادلات جهانی، امیدواریم با حمایت شما بتوانیم فرصت همکاریهای دوجانبه را در سطوح مختلف ایجاد کنیم.
نخست‌وزیر مجارستان، با اشاره به سخنان رهبر انقلاب اسلامی درباره وارونه جلوه دادن حقایق توسط دستگاههای تبلیغاتی، خود و اعضای کابینه‌اش را از عناصر انقلابی علیه اشغالگری خواند و افزود: تا زمانی که در جریان مبارزات انقلابی بودیم، مشکلی نداشتیم اما همین که فهمیدند بنا داریم نظام جدیدی را برای ساختن کشور ایجاد کنیم، تبلیغات منفی علیه ما شروع شد.
آقای اوربان با اشاره به اینکه مناسبات جهانی در حال «تغییر» است، گفت: این تغییرات سریع، به تصویری که غرب و قدرتهای جهانی از خود ایجاد کرده‌اند، صدمه زده و آنان را در شرایط نامساعد روحی قرار داده است.
وی گفت: مبنا قرار گرفتن «توسعه»، معیارهای گذشته غرب را در حوزه‌های اخلاق، سیاست و دین در معرض فروپاشی قرار داده و شرایط سخت و حساسی را ایجاد کرده است.
نخست‌وزیر مجارستان مشکلاتی نظیر «کاهش جمعیت»، «از دست رفتن ارزش خانواده و تشویق به تشکیل خانواده‌های ناسالم»، «بحرانهای پی‌درپی اقتصادی»، «تضعیف توان امنیتی و دفاعی» و «حضور تروریستها» را از مسائل فراروی اروپا در شرایط کنونی خواند و گفت: این بحرانها غرب را وادار کرده است که رویکرد و نگاه خود را به شرق نزدیک کند تا با یافتن ارزشهای معنوی بتواند به راه حلهایی دست یابد.
<< 1 2 3 4 >>
خرید بک لینک ارزان خرید بک لینک دائمی